نوشته های متفرقه

من و علوم اجتماعی

فکر می کنم تمام افرادی که نظریه های جامعه شناسی و اجتماعی می دهند بنا به تجربیات شخصی جامعه خود و تحقیق هایی که انجام شده در آن جامعه این تئوری ، نظریه و مقاله  ها را می نویسند حتی گیدنز و دورکیم اما چون تشابهات در جوامع مختلف زیاد است جامعه شناسان در تفکر عام بودن این مطالب هستند و به همه جوامع تعمیم می دهند. با کمی دقت خواهیم دید که این نظریات به کشورهای شرقی قابل تعمیم نیست.
در سیاست گذاری اجتماعی بعد جمعی روانشناسی را باید در نظر بگیریم (دورکیمی ) اما در مشاوره روانشناسی بعد فردی (فرویدی) و در بعد جمعی روانشناسی چون با یک جمع متفاوت در ارتباط هستیم با سلائق و خصوصیات متفاوت که در کنار هم جمع شدن با مشکلات بیشتری برخورد خواهیم کرد
علوم اجتماعی یک رشته عام است ،در نظرمن کسی که می خواهد در این رشته تحصیل کند باید در تمام مسایل حقوقی ، سیاسی، جامعه شناسی، روانشناسی، ووو دستی بر آتش داشته باشه همه اینها زیر مجموعه ای از این علم هستند
علم جامعه شناسی یک علم اجرایی نیست علم دریافت و شناسایی مسائل است و دادن راهکار برای رفع مشکل بصورت کلی و علم روانشناسی علم اجراست که با استفاده از مستنداتی که علم جامعه شناسی می دهد و راهکارهای پیشنهادی که در تحقیقات ارائه می شود به یک راه حل عملی می رسد تا بتواند شرایط را برای افراد بصورت فردی مساعد نماید ما دکتر نیستیم ما جامعه شناسیم از اسم جامعه شناسی هم مشخص است ما فقط جامعه و اجتماع را شناسایی می کنیم و برای آن برنامه ریزی و سیاستگذاری  می کنیم ولی اجرا با ما نیست
دختر بچه ای را در نظر بگیرید که پدری معتاد دارد و مادر با فردی دیگر رابطه نا مشروع و در شرایط نامساعدی است هم از طرف پدر و هم از طرف مادر ، جامعه شناسی نمی تواند مشکل فرد فرد را حل کند ما می توانیم راه حل بدهیم بطور مثال : در این شرایط از مشاوره روانشناسی و گرفتن کودک از والدین ناصالح و سپردن به یک خانواده به عنوان سرپرست موقت نه دایم تا بهبود شرایط و باز گردانی به کانون خانواده در صورتی که صلاحیت مجدد بدست بیاروند.
این یک فرضیه و راه حل است که نیاز به اثبات دارد که آیا درست است یا غلط و با همکاری یک جمع روانشناس و یک گروه تحقیقاتی می شود به راه حل های دقیقتری دست یافت.
رشته علوم اجتماعی رشته حرافی و نظریه پردازیست اما عملیاتی کردن این نظریات با سیاستمداران و دولت مردان است
راه حل ارایه شده برای فرد بوده که در نتیجه کلیت جامعه را در بر می گیرد و هر فردی که در چنین شرایطی قرار دارد.
پس همانطور که کلی نگر است تاثیر بر افراد هم دارد به شرط اجرای دقیق و یک تحقیق همه جانبه و عملی.
در علوم اجتماعی ما ابزار های عملی هم داریم اما امکاناتش هزینه بر است و متاسفانه هیچ سازمانی پشتیبانی نمی کند چون در برخی مواقع نتایج حاصله مغایر با اصول سیستماتیک آن سازمان خواهد بود و این سازمانها محافظه کارانه برخورد می کنند و حاضر به تغییر سیستم نیستند